محمود كتبى
70
تاريخ آل مظفر ( فارسي )
اوغان و جرما معطوف فرمود . هرچند احوال ايشان در تاريخ قراختاى ذكر كردهاند اما در اين مختصر شمهاى از مبادى حال ايشان بيان مىرود : صورت آنكه سلطان جلال الدين سيورغتمش كه جد اعلاى شاه شجاع بود از طرف مادر ، از سلاطين چنگيز خانى التماس كرد كه لشكرى به ناحيت كرمان نامزد كنند تا ناحيتى كه از دار الملك دور باشد به حمايت ايشان مصون ماند . صدهء اوغان و جرمائى بدين مهم نامزد گشتند . چون ايشان بدين خطه نزول كردند و مراتع خصيب مشاهده كردند ، به مرور ايام به كثرت اموال و اولاد موصوف شدند و سلطان شاه جهان با ايشان وصلت كرد و والدة السلاطين خان قتلغ از ايشان متولد شد . تا در شهور سنهء اثنى و اربعين كه مملكت كرمان مسخر امير مبارز الدين شد ، شأن اين طايفه را به غايت رفيع گردانيد و به شرف مواصلت 71 با شاه شجاع مخصوص گشتند . اما به هرچند - گاه اظهار عصيان مىكردند ، چنانكه ذكر رفته . در سنهء اربع و خمسين 72 كه ممالك كرمان به شاه شجاع اختصاص يافت ، سوابق انعام دربارهء ايشان مضاعف فرمود . چون از شيراز مراجعت كرمان كرد ، امرا ملازم بودند و هريك به محل جمعيت آسايش يافتند . چنانكه عقل جزم شد كه من بعد تمرد از ايشان نيايد . در شهور سنهء خمس و خمسين كه شاه شجاع ، بر وفق فرمان پدر ، متوجه شيراز شد ، اين طايفه از حدود شهر بابك عصيان نمودند . چون مدت اعراض متمادى شد ، شاه شجاع با لشكرى انبوه بر عزم استيصال آن طايفه به جانب جيرفت نهضت فرمود 73 . چون امرا و لشكريان اوغان اين حال معلوم كردند ، جز التجا به كوهها و حصنها چاره نديدند . عساكر بر دامن كوه اقامت كردند و ايشان به پشتى كوه مقابل بايستادند و بعضى به جنگ اقدام نمودند و در صدمهء اول فرار كردند و در كوهها متحصن شدند . چون كار به جان رسيد ، زبان به تضرع برگشادند . شاه شجاع رقم عفو بر جرائم ايشان كشيد و امرا را به تشريفات مخصوص فرمود ، بعد از آن متوجه دار الملك كرمان شد و در هشتم ماه رجب سنهء سبع و خمسين اتفاق نزول افتاد . چون حرم محروسه كه خواهر امير سيورغتمش اوغانى بود و والدهء شاهزادگان سلطان اويس و سلطان شبلى و سلطان جهانگير و سلطان پادشاه كه حرم شاه يحيى بود وفات كرد ، روز ديگر به رسم عزا ختمى كرد و به دو سال پيشتر از اين تاريخ كريمهاى از خانوادهاى بزرگ در نكاح آورده بود و مولاناى اعظم 74 در شيراز